فکر می کنم شوهر می داند که همسرش مرتب فیلم می گیرد. به آن نگاه کنید - او یک میکروفون روی شانه چپ خود دارد و به تلفن خود متصل است. او احتمالاً وقتی می شنود که همسر آسیایی اش در حال مذاکره با مرد بعدی روی چوب است، در خانه به شدت پرت می شود. برای مرطوب کردن سینه ها با تقدیر - من هم در صف قرار می گرفتم! نگاه کنید که نانهای او چگونه روی آن تندها بلند شده است - چیزهای زیادی برای برداشتن وجود دارد!
بازیگر زن خیلی خوب نیست. سینه های کوچک مشکلی ندارند اول فکر کردم او لال است. اما او به خروس من مانند یک معجزه با هفت سر نگاه می کند، در حالی که در چشمانش وحشت جنسی و میل "کاش تمام می شد" یو در پایان فقط یک لبخند رقت انگیز را بیرون داد. و پسرها خیلی خوب بودند، خیلی خوب. آنها به زیبایی از نظر فنی لعنت کردند. دلم براشون تنگ شده.
¶ کاملاً تکان خورده ¶