در این نسخه، خانم بسیار خوش شانس بود - او با مردی بسیار خوش اخلاق و پیگیر ملاقات کرد - او او را به اندازه کافی طولانی و ملایم لعنت کرد! و کاملاً ایمن - با کاندوم. ظاهراً مرد چنین زنان لاغری را دوست دارد. اما این خانم وقت نداشت که توانایی های خود را به عنوان یک ماساژور نشان دهد - نه روی بدن یک مرد و نه روی خروس او! شاید او یک ماساژور نیست، بلکه یک خانم در حال تماس است؟
به طور کامل متوجه نشدم که نامادری در ابتدا با او چه صحبتی می کند، اما با قضاوت بر اساس پیشرفت بیشتر وقایع، بدیهی است که از وضعیت سخت زنانه او شکایت می کند - سینه های بزرگ، در مورد او، که پوشیدن آنها بدون ماساژ مداوم دشوار است. و ماساژ سینه هاش و همچنین کل بدنش. و این چیزی بود که دوست دختر تیره پوستش در موردش صحبت می کرد ، قبل از اینکه با آنها به رختخواب برود ، بلافاصله فهمیدم - او با نامادری خود همدردی کرد و به او کمک کرد! همینطور بود، نه؟
اگر من همچین منشی داشتم از زیر میز من بیرون نمی آمد. او خیلی خوب است، می توان گفت که او عالی است!!! و او چهره بسیار خوبی دارد. من او را لعنت می کردم تا آخرش از بین برود.